من همون یار قدیمی - تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 1:01
شاید نشه یه رابطه عاشقانه رومانتیک همیشگی با هم داشته باشیم. ولی همیشه روی من رو تو دوستی و رفاقت سفید کردی رفیق قدیمی. از بابت رفیقی مثل تو خوشحالم. دیگه دنبال عشقت نیستم. عشق خودش راهش رو پیدا میکنه. ولی رفاقت رو باید ساخت. و خوشحالم از این ساختن. از ساختن رفاقتی که پایههای محکمی داره + نوشته شده ...
دوست دارم این حس رو - تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 1:01
حس تملک داشتن به چیزی که ما تو نیست از حس دزدی کردن بدتره. وقتی چیزی رو میدزدی دیگه اونو مال خودت میدونی و عذاب وجدانت واسه فعل دزدیه نه داشتن اون چیز. اما حس مالکیت داشتن به چیزی که مال تو نیست فقط پرورش دادن یه حسرت بزرگه. مثل زنی که آبستن نمیشه و حسرت مادری اونو صاحب تمام بچههای دیگه میکنه. غمش ع...
چون اونجورى گره رو گره است. گره كور - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:00
به قول دوستى، آدم بايد خودش رو به هدفهاش گره بزنه نه به آدمها.
حالا جايزه ام چى باشه؟ - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 23:07
نرفتم. به همين سادگى. به همين خوشمزگى. كائنات ديد من نميخوام برم از طريق مديرمون وارد عمل شد و من هم لبيك گفتم و نرفتم. هم خوشحالم هم آرومم هم يه ور ذهنم داره پيش بينيهاى بدبينانه ميكنه. ولى سعى ميكنم بهش اهميت ندم. نيازه يه كم رو خودم تمركز كنم. روى خود خودم. ميخوام براى خودم جايزه بخرم و بعد با خو
شايد حتى دير شده باشه - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 23:07
فرهنگ ما شرقيا با تعارف كردن عجين شده و اصلا متوجه نيستيم گاهى با اين تعارفات زمينه سؤتفاهم رو داريم ايجاد ميكنيم. در واقع با اين رفتار گاهى آدمها رو تو وضعيت تعليق قرار ميديم. يه طورى كه انگار خودمون واقعا نميدونيم چى ميخوايم و منتظريم اون برامون تصميم بگيره. يا مثلا بابت اينكه ناراحت نشه يه چيز دي
عجيبه! - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 23:07
جاى خالى بعضى از آدمها حتى با خودشون هم پر نميشه...
چى بگم... - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 23:07
ميگه گرفتارى داره. گرفتى ما رو خدا جون؟! يه كار بهم نشون بده كه راحت و هلو هلو برو تو گلو باشه. گرفتارى كه خوبه + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:19 توسط رها |
خدايا تنها تو رو دارم - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 23:07
اين چهارشنبه روز بزرگيه. خدايا خودت كمك كن درست قدم بردارم
دلم مراقبت ميخواد - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 23:07
زندگى من خيلى عجيبه. خيلى در هم پيچيده و در عين حال از هم گسسته است. تحمل يه جاهايش برام سخته و عبور از يه سرى چيزا دردناكه. ميدونم قطعا براى همه آدمها همينه. اما چيزى كه متمايز ميكنه داستان هر كدوم از ما آدمها رو خود ما هستيم. خود ماييم كه داريم به زندگى خودمون فرم ميديم و در عين حال با شرايطش مواج
بيا بغلم ولى هيچى نگو...هيچى نپرس - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 23:07
كاش آدم اين قابليت رو داشت ميتونست خودش رو بغل كنه. اين جنش فرى.هاگ چيز خوبيه. دوست دارم امتحانش كنم. + نوشته شده در جمعه سی ام تیر ۱۳۹۶ساعت 20:52 توسط رها |
بازم تمرین - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 23:07
امیدوارم امروز خاطره خوبی بشه. شروعش که خوب بود. تا خدا چی بخواد. قراره صبر رو تمرین کنم. + نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:26 توسط رها |
قال خودم - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 11:37
جايى كه بودنت على السويه است موندن جايز نيست.
عشق مشقه...مشق عشقه...عشق عشقه - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 11:37
عشق خوب لزوما دوست خوبى نيست. دوست خوب ولى يه عشق خوب ميتونه باشه. اما بايد مواظب بود. گاهى دوستامون با عاشقشون شدن خراب ميكنيم. چون عاشقشون شديم ديگه دوستيا جايگاه سابق رو ندارند. چون عشق كوره. دوستيا رو نميبينه. فقط حس خوب و سرخوشى عشق رو بو ميكشه. بايد دست عشق رو بگيريم. بايد راه و چاه رو نشونش ب
من مزخرف روز مزخرف داره..برو خودت رو درست كن - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 11:37
چه روزهاى مزخرفى كه نميگذرونم. نه روزهاى سختى باشه. مزخرفه. ناشكرى نميكنم. شكر كه عزيزانم سالمند. شكر به خاطر خيلى چيزها و خيلى آدمهايى كه خدا تو زندگى بهم داده. اما روزهاى مزخرف روزهايى هستند كه بيهوده و بى هدف سپرى ميشن. + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 10:24 توسط رها |
بيا تا قدر يكديگر بدانيم - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 11:37
اونقدر ازم دوره كه حرفامو حتى نميخونه...روزگار عجيبيه كه هيچ كس قدر هيچى رو نميدونه + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:39 توسط رها |
هيس! - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 11:37
گاهى سكوت بهترين درمان و زمان بهترين قاضى ميشه.
ذوق كردم - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 11:37
صبر سر ايمان است. بايد صبور باشم. گاهى نشونه ها قشنگ به دل آدم مينشينه. حتى اگر اون نشونه شنيدن يه حديث از راديو باشه. حالا چرا راديو؟ من كه راديو گوش نميكردم. چون فلش و كابلم رو جا گذاشتم. همه اينا دست به دست هم داد تا من يه حديثى رو بشنوم كه بدجور لازم بود به خودم بگمش. ممنون خدا جون كه هنوز حواست...
بدبختى اينه اولين جلسه مشتركه... - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 11:37
فردا دور جديد جلسات مشاوره است. كمى نگرانم. چون اين جلسات خيلى از من انرژى ميبرن. بخصوص جلسات اول. واقعا توضيح دادن يا حرف زدن از بعضى چيزا براى ديگران مشكله. هر چقدر اون آدم غريبه باشه. هر چقدر با خودت تكرار كنى ديگه قرار نيست اين آدم رو ببينم يا به خودت اميد بدى اينجا تنها جايى كه صداقت و برون ريز